سلام,بالاخره بعد از گفتن کلی ترانه های عاشقونه نمیدونم چطور شد که یه ترانه ی عشق منفی گفتم.چطور شد گفتم و نمیدونم ولی تموم حس من خلاصه میشه تو همون ترانه های عاشقونه...! خسته از این سکوتم دارم میرم بدون تو بدون تو میسازم دیگه روزام و از نو خسته از این سکوتم از اینکه چیزی نمیگی از اینکه با نگاهت حس بدی بهم میدی دیگه بسه این عذاب و دیگه بسه بیقراری میدونم که سرده دستات دیگه احساسی نداری حالا میدونم جدایی تنها راهه چاره مونه وقتی میبینم که نگات من و به شب میرسونه
نظرات شما عزیزان:
نمیدونم باید چیکار کنیم
ما که وبلاگ فیلم گردی مون کاملا حذف شده کلی هیجان داشتیم واسه اون
حتما دوباره باید از اول همه چی رو شروع کنیم
من نمیفهمم بوی عکس چه ربطی داره به دوتا فنجون برعکس!!
مگه تپش قلب بو داره!!
اگه از این شعر چیزی متوجه شدید به منم بگید
ممنون
بوی عیدی بوی تو
بوی کاغذ رنگی
بوی تند تپش قلب من از دیدن تو
بوی عطر با تو رفتن
توی یک خونه ی نو
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
شدت اومدنت تو فکر من
وحشت از رفتن تو حتی یه لحظه که می خوای بری تو فکر
فکر یک هدیه ی جالب که بگیرم واسه تو
صدای کفش تو وقتی که میای
توی قلب من قدم می ذاری عاشقونه اونجور که میخوای
بوی گل سلام تو که پر میگیره تو فضا
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
لذت قدم زدن با تو توی پیاده رو
هوا بارونیه زیر چتر عشق من وتو
عشق تو بارون تند داره می شوره منو
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
بوی قهوه بوی عکس
دوتا فنجون برعکس
اشتیاق دیدن عکس ما دوتا تو یه قاب
یا تماشای تو اون لحظه که می ری توی خواب
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
ولی همشون به دل میشینه
ولی همشون به دل میشینه
برچسبها:
Design By : Night Melody |