تو به ظاهر دوری اما مهمون منی هنوزم هنوزم با این ترانه چشم براهه تو میدوزم تو برام غریبه نیستی تو برام زندگی هستی ببین از غم نبودت گر گرفتم و میسوزم تن من خسته ی راهه یبار آغوشت و واکن یبارم با حس نابه عاشقی من و صداکن بازم اینجا زیر بارون دس من دستات و میخواد آخه دستات راه و رسم عاشقی رو یاد من داد ترانه باش برای من وقتی که شب بی سحره وقتی میدونم که نگات از هر چی دارم بهتره ترانه باش و قلبم و مهمون رویاهات بکن وقتی حضور عاشقت من و به فردا میبره
نظرات شما عزیزان:
تو ...
خودت در
واژه ها می نشینی ..!
خودت
قلم را وسوسه می کنی !!
و
شعر را بیدار می کنی !!
برچسبها:
Design By : Night Melody |